الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 152

الغدير ( فارسي )

بقلم جناب آقاى هاشمى كرمانى ( 1 ) ( راجع بآية اللَّه امينى ) بعض شيفتگان ولاى حضرت مولى الموالى سلام اللَّه عليه و على آله الاطهار و جرعه نوشان زلال « الغدير » ترجمهء ( شرح حال ) مولانا آية اللَّه امينى متع اللَّه المسلمين به طول حياته را از نگارنده براى چاپ در مشروحه اى كه بنام طليعهء پارسى « الغدير » در تهران نشر خواهد شد خواستند - از سه جهت نتوانستم فورا درخواست رفقاى تبريزى و تهرانى مقيم مركز را اجابت كنم . اول - كسالت درد چشم - دوم . نداشتن اسناد و مدارك مشروح تا بدانسان كه مايل بودم مشروحا حالات و حوادث دوران زندگانى آية اللَّه مزبور را بنگارم . سوم - خوددارى شخص آية اللَّه از شرح حوادث عمر خويش كه باندازهء اين مرد بزرگوار متواضع و خاضع و از خود نمائى محترز است كه حاضر نگرديد مشروح تاريخ دوران زندگانى خود را براى نگارنده نقل فرمايد ، تا همان را مدرك اصلى قرار دهم . در آخر نگارنده مجبور گرديد كه بيكى از دو سند كتبى كه در دسترس بود اكتفا و امر آمرين را اطاعت نمايد و به منظور علاقمندان تحقّق دهم . چون قلم برداشتم . در انديشه فرو رفتم كه مطلب و منظور را از كجا آغاز و شروع كنم ؟ از شرح حال و زندگانى پر افتخار نگارندهء « الغدير » و ديگر كتب مشهوره . يا از آثار وى ؟ ناگاه از به ياد آمدن اين بيت : هو البحر ، من اىّ النواحى اتيته فلَّحبّته المعروف و « العلم » ساحله ( 2 )

--> ( 1 ) نويسنده ( شرح حال ) - دانشمند بزرگوار آقاى آقا سيد محمد هاشمى كرمانى ساكن تهران - رئيس سابق چاپخانهء مجلس كه چند دوره از كرمان نمايندهء مجلس بوده‌اند و اخيرا معظم له در بازرسى مجلس شورايملى بخدمات مهم اجتماعى اشتغال داشته‌اند . ايشان از خاندان علم و سلالهء دانش هستند و فضايل علمى و اخلاقى معظم له بر احدى از دوستان كه بسعادت ديدار و معاشرت با ايشان مايل شده‌اند پوشيده نيست ( از قديم اغلب افراد اين خاندان از دانشمندان برجسته بوده‌اند ) . ( 2 ) او بمنزلهء دريائى است كه از هر جانب آن درائى مالا مال از نيكى و كرانهء آن را دانش تشكيل داده است .